محمد تقي جعفري
227
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
معلَّمان و مربّيان بايد متعلَّمان و متربّيان را با ضرورت و شايستگى سؤال آشنا بسازند . با جرأت بايد گفت كه يكى از اساسىترين وظايفى كه بر عهدهء مربّيان است ، آشنا ساختن نونهالان و بطور عموم هر انسانى كه مورد تعليم و تربيت قرار مىگيرد ، با ضرورت و شايستگى سؤال است . حقيقتى كه پس از سؤال صحيح و پاسخ صحيح در مغز يك انسان راه مىيابد مىتواند به خود آن انسان مستند بوده باشد ، به اين معنى كه وقتى حقيقتى براى درك و فهم مطرح شد ، براى باز كردن سطوح و ابعاد و جهات آن حقيقت ، چون و چراها لازم است ، چنان كه براى شخم زمين و آماده كردن آن براى رويانيدن زراعتها بيل يا ديگر ابزار شخم ضرورت دارد . در باز كردن سطوح و ابعاد و جهات يك حقيقت قطعى كه پاى استدلال و استشهاد و تمثيل بميان كشيده خواهد شد ، هر اندازه كه چون و چراها زيادتر بوده باشد ، سطوح و ابعاد و جهات كشف شده در يك حقيقت افزايش خواهد يافت . القاء واقعيات بوسيلهء معلَّمان و مربّيان و وادار كردن متعلَّمان و متربّيان به پذيرش اجبارى آنها بدون اين كه متعلَّمان و متربّيان مجاز باشند كه چون و چرائى در اين جريان حياتى به راه بيندازند ، درست مانند شاخههاى گل است كه از ريشه قطع شدهاند و آنها را به شاخهها و ساقههاى درختى كه خشكيده است بچسبانند دنياى امروز بشرى حتّى جامعهء خودمان از وجود با سوادهاى بسيار فراوان برخوردار است ، در بعضى از كشورهاى دنيا به نقل آگاهان وجود افراد بيسواد تا نزديكى صفر تقليل يافته است - امّا كو صاحبنظران صاحبنظران در هر رشته اى از علوم و فلسفهها و هنرها در اقليّت اسف انگيزند . مقصود از صاحبنظران كسانى نيستند كه داراى اطَّلاعات فراوان در رشتهء معرفتى خود باشند ، همچنين منظور از صاحبنظران آن عدّه از اشخاص نيستند كه با معلوماتى محدود مىتوانند خود را در ميان جامعه با به كار بردن وسائل جلب كننده مانند قلم چنان مطرح كنند كه مردم بسوى آنان بعنوان اين كه صاحبنظرند ، جلب شوند . صاحبنظر كسى است كه معرفت